أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

349

قانون ( فارسى )

طحال سبب ورم در كبد گردد . حالت اول كه ورم كبد به طحال منتقل مىشود كم‌خطرتر از حالت دوم است كه ورم طحال به كبد نقل مكان كند . فصل چهارم نشانيهاى وجود ورم در طحال 1 - با وجود ورم طحال - هر ورمى كه باشد - بيمار احساس سنگينى مىكند . 2 - اگر ورم طحال بزرگ باشد ، درد از طحال به طرف چپ حجاب سرايت مىكند ، و ممكن است احساس درد ، استخوان چنبر و شانهء چپ را نيز دربرگيرد ، كه شانهء چپ از همسايگى استخوان چنبر دردمند به درد آيد . 3 - شايد در حالاتى نفس بيمار دو نفسه باشد يعنى بريدگى در نفس واقع شود و دو مرحله بيايد و چيزى شبيه گريهء كودك شود ؛ زيرا ورم طحال بر حجاب فشار مىآورد و حجاب از اثر فشار ورم در انجام حركت طبيعى براى تنفس كوتاهى مىكند ؛ يعنى از فشار ورم طحال آزار بيند و توقفى كوتاه مىكند و سپس حركت را از سر مىگيرد . 4 - اگر ورم طحال بزرگ نباشد مزاحمتى براى حجاب در ميان نيست ؛ زيرا نزديكى و همكارى طحال با حجاب كمتر از پيوند و همكارى حجاب با كبد و كمتر از پيوند طحال با معده است . از طرفى ، احساس درد به بادكردگى طحال و لاغر شدن تن مىانجامد . 5 - هرگاه ورم در طحال پديد آيد - بويژه اگر ورم در طرف پايين طحال باشد - ممكن است خون بدن رقيق ( كم‌مايه ) شود ؛ زيرا طحال با سرعت و شدّت مواّد دردى و ته‌نشين و مايهء آلودگى خون را به سوى خود مىكشد . 6 - ممكن است كسى كه بيمارى طحال دارد ، هر دو پا ، هر دو زانو و هر دو كف دستش گرم شوند ؛ زيرا دهانهء معده در پايين طحال با طحال تماس دارد و از آن قسمت طحال وريدى كه خلط سودايى را مىراند ، روئيده است . اگر سببى رخ دهد كه حرارت غريزى را شكست داده و متوارى كند ، حرارت غريزى به اطراف نيرومند پناه مىبرد و در پاها و زانوها و كف دست مىخزد . 7 - ممكن است از اثر رقيق شدن خون بدن - كه از بيمارى طحال سرچشمه گرفته است - طرفهاى بينى و دو گوش بيمار احساس سردى كنند ؛ زيرا به دليل تغذيه از خون رقيق و كم و كم‌مايه ، به سرعت تأثيرپذير مىشوند . اندامان امثال بينى و گوش به سردى حساسيّت دارند و سردى زودتر بر آنها اثر مىگذارد . - فرق بين ورم طحال و بادكردگى طحال چيست ؟ الف - اگر بادكردگى باشد احساس سنگينى نيست . ب - اگر ورم باشد هرگاه با دست بر آن بكوبى ، يا آن را لمس كنى ، به درد مىآيد .